در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «ها» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : آغاز یک پایان 11 و به بهانه پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا و بزرگترین آرزو و الکلی
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
داستان و دیگر هیچ دسترسی پیدا کنید
آغاز یک پایان 11
نوشته مهدی اصغرپور
کتی تقریبا از تعجب ماتش برده بود. شاید اشتباه می کرد اما حدس می زد این شخص همان مردی باشد که در مقابل بانک روزنامه می خواند. با خودش گفت: برای تبدیل شدن به یه آدمکش زیادی جذابه... شاید اگه تو یه موقعیت دیگه می دیدمش اصلا باورم نمی شد که می تونه به این راحتی آدم بکشه...
گویی مرد ذهن کتی را خواند چرا که در همان حال که سیگاری آتش می زد، گفت: هیچکس قاتل به دنیا نمیاد خانم استون...این جمله برای شما آشنا نیست؟
این جمله ای بود که برادرش رابرت مکرر بکار می برد.
- از اینکه نمی تونم بهتون اطمینان کنم عصبانی هستید؟
مرد برای نخستین بار خندید و در حالیکه پک عمیقی به سیگارش می زد، گفت: برای زنده ماندن گاهی لازمه به هیچکس اعتماد نکنیم...اما گاهی برای زنده ماندن مجبوریم در کنار برخی باقی بمانیم هرچند نخواهیم یا نتوانیم بهشان اطمینان کنیم...
- شما با رابر...
ادامه مطلب به بهانه پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا : مهدی اصغرپور
پیروزی ترامپ در انتخابات پیامهای متعددی با خود به همراه داشت...یکی از این پیامها فارغ از مقوله های سیاسی، بر می گردد به مسئله جنسیت...اینکه جامعه مرد سالار آمریکا ورود نخستین زن رئیس جمهور تاریخ به کاخ سپید را بر می تابد یا خیر؟ مسئله زمانی شکل بغرنج تری به خود می گیرد که خانم کلینتون با ضعیف ترین رقیب ممکن از نظر وجهه سیاسی روبرو بود و بیش از همیشه به موفقیت احتمالی نزدیک...رقیبی که برعکس خانم کلینتون هیچ رزومه قدرتمندی در زمینه فعالیت سیاسی نداشت...نه همسرش دو دوره ریاست کاخ سفید را عهده دار بود، نه خود چون کلینتون سابقه حضور در کابینه بعنوان وزیر امور خارجه را داشت...در عوض تا می توانست با صحبت های عجولانه، شتابزده، نسنجیده، جانبگرایانه و از همه بدتر میساجنیستی (زن ستیزانه) آب در آسیاب دشمن می ریخت...و اگر کلینتون واقع...
ادامه مطلب من همیشه عاشق آشپزی بودم...
اشتباه نکنید...من الان یه شف مستر یا سرآشپز یه رستوران بزرگ نیستم...متاسفانه یا خوشبختانه (الان مدیر فروش یه شرکت بازرگانی قدیمی هستم. مدرک مدیریت مارکتینگ دارم و کار و شیوه زندگیم کوچکترین سنخیتی با آشپزی نداره ولی ...کاملا درست شنیدین...من عاشق آشپزی هستم...
وقتی مجموعه چاشنی های امریل رو می بینم یا مهمان ناخوانده آنتونی بوردین، مو به تنم راست میشه...نه اینکه عاشق خوردن باشم...بلکه آشپزی به نظرم یه هنر به تمام معناست...درست به زیبایی یه نقاشی رنگ و روغن یا یه سمفونی با شکوه...سمفونی رنگ و طعم و بو...
برای من تماشای فیلم هایی مثل "no r...
ادامه مطلب صبح یک روز من از پیش خودم خواهم رفت
بی خبر با دل درویش خودم خواهم رفت
می روم تا در میخانه کمی مست کنم جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم بی خیال همه کس باشم و دریا باشم دائم الخمر ترین آدم دنیا باشم آنقدر مست که اندوه جهانم برود استکان روی لبم باشد و جانم برود ساقیا در بدنم نیست توان جام بده گور بابای غم هر دو جهان جام بده برود هر که دلش خواست شکایت بکند شهر باید به من الکلی عادت بکند...
ادامه مطلب